بریده‌های کتاب

کار و زندگی، دو نیروی مکمل و بعضاً متناقض

به ‌طور کلی، عوامل متعددی بر توانایی یا ناتوانی افراد در شکوفایی در محیط کار تأثیرگذارند. همین امر در مورد زندگی آن‌ها نیز صادق است. بنابراین، رابطۀ میان کار و زندگی امری حیاتی است. با این حال، در بسیاری از موارد، خود را فریب می‌دهیم و می‌گوییم: کار بخشی از زندگی من است؛ نه چیزی جدا از آن. فقط باید کمی تعادل برقرار کنم. (در حالی که این نگرش، مانع از بررسی عمیق‌تر این دو قلمرو می‌شود.)
ما باید دست از فریب دادن خود برداریم؛ کار و زندگی یکسان نیستند. باور به یکسان بودن آن‌ها، نخستین مانعی است که باید بر آن غلبه کرد، به‌ویژه اگر شما رهبر یک تیم باشید. هم‌زمان، رهبران نباید شرایطی را ایجاد کنند که در آن، اعضای تیم احساس کنند باید هر روز نقابی بر چهره بزنند و زندگی شخصی‌شان را پشت در محل کار جا بگذارند. برای نمونه، تصور کنید اعضای تیمی که به‌دلیل وجود یک سیاست که داشتن خالکوبی را ممنوع می داند، از پوشیدن پیراهن آستین‌کوتاه در محل کار واهمه دارند. این فقط یک نمونه از فرهنگی سیستمی است که موجب استرس و بی‌انگیزگی در سازمان‌های ما می‌شود. البته عکس این گزاره نیز صادق است. همان‌طورکه دکتر ماجا کوریکا، استاد مدیریت استراتژیک در مدرسۀ مدیریت ایسیج پاریس، در گفت‌وگویی به من اشاره کرد: سازمان‌ها باید کلیت تجربیات انسانی‌ای را که کارکنان با خود به محیط کار می‌آورند، بپذیرند. در عین حال، باید این حق برای افراد محفوظ باشد که بخشی از این هویت انسانی را، بنابر صلاحدید شخصی یا برای محافظت از خود، با کارفرما به اشتراک نگذارند. کوریکا به ما یادآور می شود که محیط‌های کاری بهتر، آ نهایی هستند که در آن‌ها انسانیت به رسمیت شناخته شده و انتخاب فردی مورد احترام قرار می‌گیرد.
او هشدار می‌دهد: «در غیاب این دو اصل، مفهوم مراقبت سازمانی ممکن است از هدف خود منحرف شده و به ابزاری برای نظارت و کنترل کارکنان تبدیل شود.» بیایید تصور کنیم هر یک از اعضای تیم شما باغبان جعبۀ باغچۀ منحصربه‌فرد خود هستند. این استعاره‌ای است شایستۀ تأمل. عوامل گوناگونی از کار و زندگی بر اعضای تیم شما تأثیر می‌گذارند؛ این حقیقتی است اجتناب ناپذیر. در برخی موارد، این عناصر، که من از آ‌ن‌ها به‌عنوان «عوامل کار و زندگی» یاد می‌کنم، ممکن است به‌صورت هم‌زمان بر کل تیم تأثیر بگذارند، اما هر یک از اعضا وضعیت را به‌گونه‌ای متفاوت تفسیر کرده و واکنش‌های گوناگونی نشان می‌دهند.
منطقی است که برخی عوامل تعیین کنند آیا باغچۀ شخصی هر فرد در محیط کار رشد می‌کند یا خیر و آیا حال روحی او در وضعیت مطلوبی قرار دارد یا خیر. این عوامل مرتبط با کار و زندگی می‌توانند توضیح دهند که چرا برخی کارکنان بدون تلاش ظاهری خاصی، محصولات عالی تولید می‌کنند و با بهره‌وری بالا شکوفا می‌شوند، در حالی که به نظر می‌رسد دیگران در شرایطی محدود عمل می‌کنند و دچار رکود یا فرسودگی شغلی می‌شوند. افراد نه‌تنها این عوامل کار و زندگی را از دریچۀ منحصربه‌فرد جعبۀ باغچۀ شخصی خود می‌بینند، بلکه به‌صورت فردی نیز تحت تأثیر آن‌ها قرار می‌گیرند. برای مثال، شخصی که به‌تازگی به سازمان شما پیوسته ممکن است تأثیر متفاوتی از این عوامل بگیرد نسبت‌به کسی که پنج سال در کنار شما بوده و تازه از مرخصی والدینی بازگشته است. شخصی ممکن است درگیر یک طلاق طولانی مدت باشد، یا درحال گذراندن دورۀ MBA پاره‌وقت باشد و در عین حال سه فرزند زیر هفت سال نیز در خانه داشته باشد.
این موقعیت ها کاملاً متفاوت‌اند، اما همگی تأثیرگذارند. در نتیجه، علاوه‌بر عوامل سیستماتیکِ کار و زندگی که بر جعبۀ باغچۀ هر عضو تیم و به‌تبع آن، بر خود او اثر می‌گذارند، رویدادهای مشخصی نیز وجود دارند که می توانند این عوامل را تحت تأثیر قرار دهند.
درخصوص استدلال مقدماتی خود، اجازه دهید این لحظات پراکنده را در قالب رویدادهای آب وهوایی در نظر بگیرم. به‌صورت استعاری، نور خورشید، باران‌های مقطعی، طوفان، خشکسالی یا یخبندان می‌توانند به شکل نمادین شرایط یک عضو تیم و فضای عملکردی وی (جعبۀ باغچه) را تحت تأثیر قرار دهند. در معنای واقعی و سازمانی، این پدید‌ه‌ها می‌توانند شامل مواردی همچون خرید یا ادغام شرکت، ترفیع شغلی، فوت یکی از نزدیکان، ابتلا به سرطان یا تولد نوزاد جدید باشند.
تمامی این رویدادها چه در زندگی شخصی و چه در بُعد حرفه‌ای، می‌تواند بر کیفیت باغبانی عضو تیم (یعنی میزان اثربخشی و نحوۀ عملکرد افراد در نقش سازمانی‌شان) تأثیر بگذارد. ازاین‌رو، تمام اعضای تیم در چرخ‌های دائمی از تحولات حوزۀ کار و زندگی قرار دارند. چهار فصل سال، استعاره‌ای مکمل برای مفهوم جعبۀ باغچه‌اند: زمستان، بهار، تابستان و پاییز، اجتنا‌ب‌ناپذیرند؛ هر سال می‌آیند و می‌روند و با خود پدید‌ه‌های گوناگون آب‌وهوایی می‌آورند، شرایطی که کارکنان، در نقش باغبانان زندگی کاری و شخصی خود، ناگزیرند با آ نها روبه‌رو شوند و آ نها را مدیریت کنند تا بتوانند زمینۀ رشد و شکوفایی خود را فراهم سازند. برای ادامه مطالعه، به کتاب مراجعه کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × سه =