پیام ضمنی کوئلیو قدرتمند و در عین حال تأثربرانگیز است. تا زمانی که رهبری افراد تحت مدیریت خود را بر عهده دارید، نقشی کلیدی در کمک به آنها برای کشف و تحقق افسانۀ شخصی یا همان مسیر شغلی هدفمندشان ایفا میکنید. روشن است که شما مسئول زندگی آنها نیستید؛ این نکته آشکار است، تا حدی به این دلیل که نمیتوانید بهجای آنها تصمیم بگیرید. شما قرار نیست وارد جزئیاتی مانند خرید خانه یا تنظیم وصیتنامه شوید؛ اما میتوانید تأثیری مثبت بر آنها و درکشان از درسهایی که در مسیر میآموزند، داشته باشید. از این منظر، شما به آنها کمک میکنید تا بهترین خودشان باشند و حتی شاید آنها را به رؤیاهایشان نزدیکتر کنید. بهطور استعاری، شما نقش مهمی در سفر هر یک از اعضای تیم به مصر و بازگشت از آن ایفا میکنید؛ همانطورکه کیمیاگر به سانتیاگو میگوید:
پیش از آنکه یک رؤیا محقق شود، روح جهان هم هی آموختههای فرد را در مسیر میآزماید.
این کار را نه از سر شرارت، بلکه برای این انجام میدهد که ما، علاوهبر تحقق رؤیاهایمان، بر درسهایی که در مسیر رسیدن به آن رؤیا آموختهایم نیز تسلط یابیم. این همان نقطهای است که بیشتر مردم تسلیم میشوند. همان نقطهای که، به تعبیر صحرا، از تشنگی میمیرد درست زمانیکه نخلها در افق ظاهر شدهاند.
تجربۀ یک نامهرسان سابق پست سلطنتی بریتانیا بینشهایی عمیق و غیرتمثیلی دربارۀ اهمیت مسیر شغلی هر کارمند یا همان افسانۀ شخصی او ارائه میدهد. افزون بر این، داستان او روشن میسازد که چگونه چندین عامل مهم در زندگی میتوانند نقش افراد را تحتتأثیر قرار دهند؛ عواملی که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
در سال ۱۹۸۱، فیل گادارد بهعنوان کارآموز مهندسی در شرکت بریتیش تلکام آغاز به کار کرد. او طی سال ها بهتدریج در مراتب شغلی پیشرفت کرد و درنهایت به نقش پیشفروش رسید، نقشی که مهارتهای فنیاش به او کمک کرد تا قراردادهای بزرگی برای شرکت به دست آورد.
تا این زمان، او کارنامهای درخشان داشت. گادارد نهتنها کارمندی سختکوش و رهبری مورد احترام در شرکت بیریتیش تلکام بود، بلکه شبکهسازی متعهد نیز به شمار میرفت.
فهرست ارتباطات داخلی و خارجی او بسیار گسترده بود و از حمایت همکاران، تیمش، مشتریانی که به آنها خدمات میداد و رهبران سراسر شرکت برخوردار بود. در سال 2006 ، پس از 25 سال خدمت در شرکت بیریتیش تلکام، بستۀ پیشنهادی بازنشستگی داوطلبانه به او ارائه شد. پس از بررسی مزایا و معایب این پیشنهاد، آن را پذیرفت. او به من گفت: وقتی سن بالا میرود، سرعت، انرژی و انتظارات چالشبرانگیز میشوند.
طی ۱۴ سال آینده، سه بار شرکت و نقش شغلیاش را تغییر داد؛ میتوان گفت که برخی از منظور از نقش پیشفروش درواقع موقعیتی است که: فرد قبل از نهایی شدن فروش و قرارداد، در تعامل با مشتریان و ارائۀ مشاورههای فنی، را هحلهای پیشنهادی و توضیحات مربوط به محصول یا خدمت نقش ایفا میکند.
این تغییرات، موفق و برخی ناموفق بودند. سپس، در سال ۲۰۲۰، همهگیری کرونا آغاز شد.
یک شرکت سرمایهگذاری خصوصی بهطور غیرمنتظره شرکتی را که گادارد در آن مشغول بود
خرید و او بلافاصله به مرخصی اجباری فرستاده شد. درنهایت، از کار برکنار شد. گادارد با تأمل گفت: من از داشتن شغلی واقعاً خوب، حس اهمیت، تیمی از متخصصان فروش و حس هدفمندی، به نقطهای رسیدم که ناگهان زندگیام را در زبالهدان دیدم. او ۵۵ ساله بود و نگران آیندۀ شغلی و زندگیاش بود. آیا این پایان مسیر بود؟
گادارد با بهرهگیری از شبکۀ ارتباطی خود توانست موقعیتی را در شرکت تالک تالک، یکی از اپراتورهای ملی مخابرات در بریتانیا، بهدست آورد. با این حال، تا فرا رسیدن کریسمس سال ۲۰۲۰، گادارد دریافت که از نقش جدید خود کاملاً ناراضی است. لحظات پراسترس، فقدان حمایت و اختلالات خواب او را وادار کرد تا در مسیر شغلی و کیفیت زندگیاش بازنگری عمیقی داشته باشد.
او با شوخی گفت: با گذر زمان، تحمل آدمهای احمق کمتر میشود. گادارد دستمزد خوبی را که دریافت میکرد، دربرابر رنج و عذاب درونیاش سنجید و با تصمیمی دشوار روبهرو شد. در مصاحبه با من، با صدای بلند گفت: من کار میکنم تا زندگی کنم، یا زندگی میکنم تا کار کنم؟
این، یکی از آن پرسشهای هستیشناختی است که باید از خودمان و از اعضای تیممان بپرسیم، اگر آرزوی رسیدن به وضعیت شکوفایی را داریم. اما برای پاسخ به آن، باید حس مالکیت به مسیر زندگی خود داشته باشیم. برنه براون در کتاب با اقتدار برخاستن (۲۰۱۷) می نویسد: ما نویسندگان زندگی خود هستیم. ما پایانهای جسورانۀ خود را مینویسیم.
با این حال، به یاد داشته باشید که شما رهبر یک تیم هستید. من به گفتۀ براون اضافه میکنم که هر نویسندهای، چه شما و چه اعضای تیمتان، میتواند از یک ویراستار بهرهمند شود؛ شاید حتی چند ویراستار. آیا میتوانید نقش ویراستار را برای اعضای تیم خود ایفا کنید؟ آیا میتوانید به آنها کمک کنید تا عواملی را پرورش دهند که به آنها اجازه دهد به این پرسش هستیشناختی پاسخ دهند؟ آیا میتوانید دست یاری دهید تا آنها بتوانند با موفقیت، پایان جسورانۀ خود را بنویسند؟
درنهایت گادارد از تالک تالک استعفا داد. او اظهار داشت: «پس از آنکه به خودم اعتراف کردم که ناخشنودم، احساس کردم که قدرت و اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کردهام. در حالی که دوران اعلام ترک شغل سهماههاش را طی میکرد، همسرش به او گفت: رویال میل نیرو میگیرد. چرا برای پستچی شدن اقدام نمیکنی؟
او برای شغل نامهرسانی درخواست داد، به چند سؤال آنلاین مبتنی بر موقعیت پاسخ داد و تقریباً بلافاصله مصاحبهای برایش تعیین شد. گادارد با اشاره به نقل قولی از کنفوسیوس، با شوخی گفت: مراقب باش چه آرزویی میکنی. این شغل را به من پیشنهاد دادند.
گادارد از این بخش از مسیر زندگیاش چه آموخت؟
او گفت: اگر اجازه دهی زندگی برایت تصمیم بگیرد و نگرانش باشی، مغزت هورمونهایی ترشح میکند که باعث میشوند حال بدی داشته باشی. به عقیدۀ او، شرایط هر فرد منحصربهفرد است. وقتی داستان او توسط یک روزنامۀ بریتانیایی منتشر و بهسرعت پخش شد، به نظر میرسید تمام دنیا از او حمایت میکنند. برای ادامهٔ مطالعه، به کتاب مراجعه کنید.
بهعنوان یک رهبر، آیا حاضر هستید نقش مؤثر و الهامبخشی در مسیر حرفهای و فردی اعضای تیمتان ایفا کنید؟
12
اردیبهشت