بریده‌های کتاب

فرهنگ ایرانی – اسلامی و اوقات فراغت

امروزه فراغت به‌مثابۀ یکی از مؤلّفه‌های اساسی در راستای پیشبرد و هدایت جامعه، جایگاه ویژه‌ای در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها یافته است. با آنکه فراغت، عامل مهمی در رشد و پیشبرد جامعه تلقی می‌شود، در صورت عدم غنی‌سازی و استفادۀ نادرست می‌تواند زائل کنندۀ نیروی جوانی و امری فساد‌انگیز باشد. غنی‌سازیِ فراغت را می‌توان به‌معنای تدارک ابزار اساسی برای خودآموزی و ایجاد زمینه‌های مناسب برای کسب مهارت،توانمندی و... دانست (نوروزی، 1394). اتّخاذ خط‌مشی مناسب برای بهره‌برداری از این زمان طلایی و غنی‌سازی آن می‌تواند ضمن توانمندسازی افراد، جامعه را در مسیر حل چالش‌ها و توسعۀ همه‌جانبۀ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هدایت کند.
فرهنگ ایرانی- اسلامی متقن‌ترین و موثق‌ترین منبع برای ارائۀ الگوی صحیح به سیاست‌گذاران اجتماعی به‌منظور غنی‌سازی اوقات فراغت است. آنچه اهمیت ارائۀ این الگوی فراغتی را دو چندان می‌کند، هدفمندی و غایت‌محوری آن دربرابر رویکردهای فردگرا و لذت‌محور غربی است. گذران اوقات فراغت بر مبنای اندیشه‌ها و آموزه‌های ایرانی‌- اسلامی منحصر به فعالیّت‌های فردی نیست که آثار آن تنها در حوزۀ فردی پدیدار می‌شود، بلکه از این منظر فعالیت‌های فراغتی و اوقات فراغت، دارای جنبه‌ای اجتماعی و ناظر بر دستیابی به اهداف عالی در سطح فردی و اجتماعی‌اند. به عبارتی، غایتمندی فراغت در گفتمان ایرانی‌- اسلامی به لذت‌بردن فردی تقلیل و تنزّل نمی‌یابد. اتخاذ این رویکرد در ارائۀ الگوی فراغت، علاوه‌بر موارد مطرح‌شده، فعالیت‌های انسانی را حول هدفی ارزنده و انسانی سامان‌دهی می‌کند. دین مبین اسلام بر آن است که آئین زندگی و الگوی زیستی را به نحوی سامان‌دهی کند که مجموعۀ استعدادها و قابلیت‌های فطری و غریزی بشر به نحوی شایسته و متوازن شکوفا شوند و سرانجام در راستای وصول به غایات و مقاصد والا بسترسازی مناسبی شکل گیرد. فراغت نیز در الگوی زیستی مطلوب در گفتمان اسلامی، از این قاعده مستثنا نیست. آنچه از آیات، روایات و مستندات برمی‌آید آن است که دین اسلام اوقات فراغت را به‌مثابۀ زمان مهمی در زیست فردی و اجتماعی پذیرفته است و افراد را به بهره‌برداری بهینه، شایسته و غایتمند از آن ترغیب و تشویق می‌کند.
با عنایت به رویکرد ایرانی‌- اسلامی به فراغت ضروری است نهادهای متولی در راستای بهره‌مندی از این ظرفیت شایان توجه، با ارائۀ بسته‌های تقنینی جامع و اجرای صحیح آن‌ها، جامعه را از آثار ترویج و تحکیم این الگو بهره‌مند سازند. ترویج موفقیت‌آمیز این الگو در گرو همسویی سیاست‌ها با مشارکت مردمی و تحکیم گفتمان فراغت مبتنی‌بر فرهنگ ایرانی‌- اسلامی است. بدین منظور لازم است با نهادینه‌سازی گزاره‌های اصلی الگوی فراغت مبتنی‌بر این فرهنگ، موجبات مشارکت‌های مردمی و تحکیم گفتمان فراغت مبتنی‌بر فرهنگ ایرانی‌- اسلامی فراهم شود. شماری از گزاره‌های اصلی گفتمان مطرح‌شده، به شرح زیرند:
در فرهنگ ایرانی‌- اسلامی، فراغت مترادف با بطالت، اباحه‌گری، و بی‌قیدی نیست.
در فرهنگ ایرانی‌- اسلامی، تمرکز بر فراغت صرفاً بر ابعاد فردی آن صورت نمی‌پذیرد.
در فرهنگ ایرانی‌- اسلامی فراغت فعالیتی است غایتمند و جهت‌دار که افراد را در مسیر تعالی شخصیتی، سلامت روحی و جسمانی، توسعه و شکوفایی اجتماعی و... هدایت می‌کند.
صلۀ رحم، ارج‌نهادن به حضور در جمع‌های خانوادگی، هم‌نشینی با نیکان، فعالیت‌های منتهی‌به یادگیری و افزایش توانمندی، همیاری، مساعدت و فعالیت‌های انسان‌دوستانه به مثابۀ فعالیت‌های هدفمند فراغتی در دیدگاه ایرانی‌- اسلامی اموری پسندیده و توصیه‌شده‌اند.
به‌کارگیری هدفمند قوۀ تفکّر، تعقّل، و تحلیل و تحرک جسمانی از مهم‌ترین ابعاد فعالیت‌ها از‌جمله بازی‌ها و سرگرمی‌ها در این گفتمان هستند.
در یک کلام می‌توان ادعا کرد که الگوی مطلوب فراغت از منظر فرهنگ ایرانی‌- اسلامی بر هدفمندی و غایت‌محوری استوار است.
سیاست‌گذاری صحیح، اصولی و متقن درخصوص غنی‌سازی اوقات فراغت، همراه با تحکیم گفتمانی آن و جلب مشارکت‌های مردمی می‌تواند زمینه‌ساز رشد و تعالی جامعه شود. بر این اساس سبک زندگی و فرهنگ غنی ایرانی‌- اسلامی به‌مثابۀ رهنما و سرلوحۀ موثق و غنیِ سیاست‌گذاران در این‌ حوزه تلقی می‌شود، که در آن، اوقات فراغت بر پایۀ غایتمندی و هدفمندی استوار است و فعالیت‌های فردی در راستای رشد و تعالی جمعی سامان‌دهی می‌شوند. بهره‌مندی موفقیت‌آمیز از این سرلوحۀ غنی و بی‌بدیل در راستای ارائۀ الگوی مطلوب فراغتی و غنی‌سازی آن در گرو توجه به اقدامات و پیش‌شرط‌هایی است که در قسمت پیشین به شماری از آن‌ها اشاره شد. این مسئله جز با همیاری، همراهی، مشارکت و همگرایی مجموعۀ نهاد‌ها، سازمان‌ها و فعالان این عرصه و همچنین اقدامات مستمر و هماهنگ آن‌ها محقق و میسّر نخواهد شد. بدین ترتیب لازم است بستر لازم برای همگرایی نهاد‌ها و سازمان‌های مرتبط در راستای اتخاذ سیاست‌های همسو و اجرای مطلوب آن‌ها فراهم شود. برای ادامهٔ مطالعه، به کتاب مراجعه فرمایید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + سیزده =