طبق مدل گالسبرگن (1998)، شهروندان با اعتماد به نفس نقش کلیدی در این مدل دارند، همراه با پیوندهای اجتماعی که بهطور خودجوش از طریق اعتماد و همکاری ایجاد میشوند. مکانیزم تغییر در تلاش برای ایجاد جامعهای پویا بر پایۀ عقلانیت گفتوگویی بنا شده است؛ به این معنا که دعوت به منطق و تفاهم متقابل براساس بحث، جدل، مخالفت و نقد اجتماعی صورت میگیرد.
گالسبرگن دو جریان بسیار متفاوت در حاکمیت جامعۀ مدنی را مطرح میکند. نخست، جریان مشارکتی است؛ جایی که کنشگران، دولت را بهعنوان نیرویی مثبت میبینند که میتواند شرایط مناسبتری برای عموم فراهم کند تا به مسائل خاص بپردازند. نمونهای از این جریان، گروههای دوست هستند (مانند گروه دوستان پارک ملی پوینت پیلی) که بهمنظور کمک به نهادهایی که با کمبود منابع مواجهاند فعالیت میکنند. این گروهها معمولاً دارای ویژگیهایی مانند داوطلبانه بودن، غیرانتفاعی بودن، استقلال، ارائۀ خدمات عمومی و گرایش به ایجاد تغییر هستند (گاردنر، 1993).
در مقابل، جریان ردکننده یا رادیکال بر این باور است که دولت اغلب از منافع خصوصی غالب حمایت میکند. بر این اساس، افراد بهعنوان نیروی مخالف مدنی سازماندهی میشوند تا اهداف خاصی را دنبال کنند. این رویکرد در شکلگیری بسیاری از گروههای اجتماعی یا محیطزیستی حاشیهای مشاهده میشود که در برابر دولت قرار میگیرند تا تغییراتی را که برای جامعه ضروری میدانند ایجاد کنند.
سرمایۀ اجتماعی
مفهوم سرمایۀ اجتماعی که با این مدل و دو مدل بعدی ارتباط دارد، میتواند ابزاری برای درک بهتر نقشها و تعاملات در جوامع فراهم کند. این مفهوم بهعنوان توانایی مردم برای همکاری با یکدیگر در جهت دستیابی به اهداف مشترک درون گروهها و سازمانها تعریف شده است (کولمن، 1988).
در این چارچوب، برای آنکه افراد حول یک هدف مشترک گرد هم آیند، وجود سازمان اجتماعی قوی، هنجارها و ارزشهای مشترک ضروری است؛ عناصری که برای منافع متقابل مورد استفاده قرار میگیرند. نظریهپردازان اجتماعی معتقدند جامعه براساس روابط متقابل میان واحدهای اجتماعی شکل میگیرد و این روابط از طریق اعتماد و همکاری تقویت میشوند (اسمسلر، 1960؛ گولدنر، 1963؛ دردج، 2006؛ وایت، 1977).
در حوزۀ اکوتوریسم، توسعۀ مؤثر گردشگری میتواند از طریق تبادل اطلاعات، دانش و ایجاد پیوندهای متقابل میان ذینفعان مختلف تحقق یابد. در حالی که نهادهای دولتی اغلب بهدلیل رویکردهای جداگانه یا «سیلویی» مورد انتقاد قرار میگیرند، تلاشهای مشترک برای ایجاد ارتباط میان سازمانها و بخشهای مختلف جامعه میتواند پایهای قویتر برای توسعۀ اکوتوریسم فراهم کند و انگیزهای برای بهکارگیری مدلهای موفق در سایر ابتکارات اجتماعی ایجاد کند.
اهمیت همکاری بهعنوان پایهای برای اعتماد و منافع متقابل در گردشگری توسط کارلسون (2005) در مطالعهای دربارۀ 22 کارآفرین کوچک در آرجینگ سوئد بررسی شده است (همچنین نگاه کنید به پوتنام، 2000). کارلسون مشاهده کرد که این جامعه به واسطۀ روحیۀ همکاری و دوستی میان صاحبان کسبوکار گردشگری شناخته میشود؛ جایی که همکاری حتی میان رقبا نوعی سرمایۀ اجتماعی محسوب میشود که در ایجاد محیط کسبوکار سالم و مثبت اهمیت دارد.
این حال، کارلسون اشاره میکند که اگرچه برخی جوامع دارای سطح بالایی از سرمایۀ اجتماعی هستند، این موضوع ممکن است برای افراد خارج از جامعه — مانند گردشگران — پیامدهای منفی داشته باشد؛ بهطوری که آنان گاهی با رفتارهای ضداجتماعی یا غیراخلاقی مواجه میشوند (کریشنا، 2001).
جنبۀ منفی سرمایۀ اجتماعی توسط جانز (2005) نیز بررسی شده است. او نتیجه میگیرد که اگرچه سرمایۀ اجتماعی در ایجاد یک اکوکمپ در گامبیا نقش مهمی داشته، مجموعهای از مسائل مدیریتی دوام آن را تهدید کرده است. نتایج یک نظرسنجی نشان داد که با وجود احساس اعتماد، همبستگی و برابری در میان اعضا، میان ادراک افراد و واقعیت تفاوت وجود دارد. کمبود شفافیت از سوی افراد دارای قدرت بیشتر و همچنین عدم تمایل افراد در موقعیتهای پایینتر برای به چالش کشیدن آنها، پروژه را تضعیف کرده است. این مسئله با انتقال قدرت به اعضای خانوادهای که دیدگاه مشابهی دربارۀ رفاه جامعه نداشتند تشدید شده است.
سرمایۀ اجتماعی همچنین بهعنوان عاملی مخرب توسط کنتوژورگاپولوس (2005) نیز مطرح شده است. او نشان میدهد که فعالیت شرکت سیکانو، بهدلیل سیاستهای ارتقای شغلی خود، ناهماهنگیهایی در ساختار اجتماعی منطقه ایجاد کرده است. افرادی که موفق به تبدیل شدن به راهنمایان این شرکت شدهاند، توانستهاند موقعیت اجتماعی خود را ارتقا دهند و زندگی بهتری داشته باشند. اما این تغییرات اجتماعی برای برخی از ساکنان محلی احساس نارضایتی ایجاد کرده و انسجام جامعه را تحت تأثیر رقابت و تنش قرار داده است. برای ادامهٔ مطالعه، به کتاب مراجعه فرمایید.